«آبِ پشت سد، تشنگیِ روستا»؛ منصورآبادِ مسجدسلیمان در چند کیلومتری سدِ برقآبی، تشنه ماند/ روستایی که ساکنانش «با تانکر» سیراب میشوند
به گزارش جنوب جوان|محمد رستمی:
تشنگی در سایهٔ سد
فاصلهٔ منصورآباد تا سدِ برقآبی منطقه آنقدر کوتاه است که اهالی باورش نمیشود چرا باید این روستا همچنان از نعمت آب شرب پایدار محروم بماند. اما واقعیت تلخ آن است که سالهاست آب این روستا از مسیری فرسوده و قدیمی عبور میکند؛ لولههایی که به گفتهٔ اهالی، جوابگوی نیاز یک خانهٔ معمولی را هم نمیدهند، چه رسد به یک روستای دامخیز.
دامدارانی که با آب تانکر سر میکنند
منصورآباد هنوز دامداران فعال گوسفند و گاو دارد؛ مردمانی که روزگاری ارتزاقشان از دام و قلمرو کشاورزی بود. اما حالا این دامداران باید برای آب مورد نیاز حیواناتشان نیز به آبرسانی سیار چشم بدوزند. فعال ماندنِ خانهها و دامداریها در این شرایط، نه از سر رفاه که از سر صبر و مقاومت است
مهاجرت؛ خروجیِ اجتنابناپذیر بیآبی
بخشی از خانههای روستا که روزی روشن و آباد بودند، حالا قفل شدهاند. اهالی میگویند اصلیترین عامل مهاجرت خانوادهها به شهر، نداشتن آب شرب بهداشتی و پایدار بوده است؛ مهاجرتی که بهتدریج چهرهٔ روستا را خالی و فرسودهتر میکند.
دلیل از کجاست؟
بررسی میدانی نشان میدهد مشکلات آبرسانی منصورآباد به دو عامل اصلی برمیگردد: فرسودگی کامل شبکهٔ لولهها؛ لولههایی که سالهاست نه تعویض شدهاند و نه بازسازی شدهاند و بخش زیادی از آب در مسیر به هدر میرود؛
پمپاژ ضعیف؛ ظرفیت و فشار پمپهای موجود پاسخگوی جمعیت و نیاز دامداری روستا نیست و در برخی ساعات، آب به خانههای انتهای شبکه اصلاً نمیرسد.
بهنظر میرسد «سهمخواهی» در رساندن آب به این روستا مدتهاست مغفول مانده است. وقتی در دهانهٔ یک سدِ تأمینکنندهٔ انرژی، روستایی آب آشامیدنیاش را با تانکر و با لوله های پوسیده دریافت کند، آنگاه این سؤال جدی مطرح میشود که توسعهٔ زیرساختها برای ساکنانِ کنارِ پروژههای بزرگ، چه جایگاهی دارد؟ اهالی منصورآباد نه مطالبهٔ ناممکنی دارند و نه خواستهٔ بزرگی؛ فقط از متولیان آب و آبفا میخواهند که شبکهٔ لولهها را بازسازی کنند و پمپاژ را به ظرفیت واقعی برسانند، پیش از آنکه این روستا هم به فهرست روستاهای «خالی از سکنه» افزوده شود.
نمایندهای که سوار بر قولها آمد و پیاده از خاطرهها رفت
«نکتهای که تلخی این ماجرا را دوچندان میکند، پیوندهای ناگسستنی میان اهالی روستا و حلقههای قدرت است. سالها پیش، زمانی که رضا جباری در مسیر طبابت بود، همواره در میان مردم این روستا حضور داشت و از میان خود، ریشههایی در این خاک داشت. امروز اما، گویی این پیوندها در مسیر رسیدن به حقِ سادهای چون آب، دچار بنبست شده است. عجیب است که یکی از نزدیکان و همراهان قدیمی او که از اهالی این روستا است، اکنون نزدیک ایشان در مجلس حضور دارد؛ اما در کمال ناباوری، این نزدیکی و این پیوندهای دوستانه، نه تنها راهگشای مشکل آب منصورآباد نشده، بلکه گویی در میان سیاست و منافع، گم شده است. روستاییان میپرسند: اگر نه این حلقه و نه آن همراه، پس چه کسی باید صدای ما را به گوش مسئولان برساند؟»
روستاییانی که به وعدههای انتخاباتی و چشمانداز «تحقق مطالبات مردم» رأی دادند، امروز میگویند: «نه پیگیری، نه پاسخی، نه حتی یک تماس.»
«اما پرسش اساسی اینجاست که چرا با وجود نزدیکی این روستا به منبع عظیم آب، همچنان با بنبست مواجه هستیم؟ پاسخ را باید در بطن مدیریت فعلی آبفا در شهرستان مسجدسلیمان و سطح استان خوزستان جستجو کرد. آنچه در منصورآباد شاهد آن هستیم، فراتر از یک مشکل فنی ساده، بلکه نشانهای از “بیتفاوتی مدیریتی” و “عدم برنامهریزی راهبردی” است. مدیریت آبفا با نادیده گرفتن نیازهای حیاتی روستاهای حاشیه پروژههای بزرگ، گویی رسماً از مسئولیت خود در برابر ساکنان این منطقه شانه خالی کرده است.»
















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 1انتشار یافته : 0