عطش در سایه سد؛ بحران مرگبار کمبود آب در روستای منصورآباد مسجدسلیمان و سکوت کلافه‌کننده مسئولان

«در حالی که غرش جریان‌های عظیم آب در دل یکی از بزرگ‌ترین سدهای برق‌آبی کشور، نمادی از غنای منابع آبی منطقه است، تنها چند کیلومتر دورتر، روستای “منصورآباد” در سکوت و خشکی رو به مرگ می‌رود. در این منطقه، تضاد میان لبریز بودن مخزن سد و لایه‌های ترک‌خورده خاک کشاورزی، نه تنها یک بحران زیست‌محیطی، بلکه پرسشی جدی درباره عدالت در توزیع منابع و کارآمدی مدیریت آب در شهرستان مسجدسلیمان است.»

به گزارش جنوب جوان، منصورآباد، بخش مرکزی شهرستان مسجدسلیمان – در حالی که در چند کیلومتری روستای منصورآباد، یکی از بزرگترین سدهای برق‌آبی کشور قرار دارد که نماد قدرت انرژی و مدیریت آب است، اهالی این روستا با یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسانی خود یعنی «آب شرب» در جنگی تمام‌عیار هستند. روستایی که با تکیه بر کشاورزی و دامداری، ستون فقرات معیشتی منطقه محسوب می‌شود، اکنون در آستانه نابودی و تخلیه از سکنه قرار گرفته است.

پارادوکس تلخ: سد در نزدیکی، خشکی در میان مردم!

منصورآباد، روستایی که کشاورزان و دامداران فعال آن تلاش می‌کنند تا با سخت‌کوشی، اقتصاد منطقه را زنده نگه دارند، اکنون با کابوس بی‌آبی روبرو است. این در حالی است که حضور یک سد عظیم برق‌آبی در نزدیکی روستا، این پرسش بزرگ را در ذهن اهالی ایجاد می‌کند: «آب کجاست؟» چرا ثروت آبی کشور در نزدیکی ما جاری است، اما سفره‌های مردم و شکم دام‌هایشان از خشکی به لرزه افتاده است؟

پارادوکس تلخ: سد در نزدیکی، خشکی در میان مردم!

منصورآباد، روستایی که کشاورزان و دامداران فعال آن تلاش می‌کنند تا با سخت‌کوشی، اقتصاد منطقه را زنده نگه دارند، اکنون با کابوس بی‌آبی روبرو است. این در حالی است که حضور یک سد عظیم برق‌آبی در نزدیکی روستا، این پرسش بزرگ را در ذهن اهالی ایجاد می‌کند: «آب کجاست؟» چرا ثروت آبی کشور در نزدیکی ما جاری است، اما سفره‌های مردم و شکم دام‌هایشان از خشکی به لرزه افتاده است؟

انتقاد مستقیم از عملکرد نماینده مجلس و متولیان آبفا

اهالی منصورآباد با نگاهی سرشار از ناامیدی و خشم، عملکرد جناب آقای رضا جباری، نماینده مجلس مردم مسجدسلیمان و همچنین متولیان اداره آب شهرستان را به شدت زیر سوال برده‌اند.

یک نکته بسیار مبهم و نگران‌کننده که باعث ابهام و نارضایتی عمیق اهالی شده، رفتار ایشان در دوران پیش از انتخابات است. در آن دوران، آقای جباری با رفت‌وآمد  به روستا و بهره‌گیری از واسطه‌های محلی (از جمله یکی از نزدیکان خود که از اهالی روستا است)، وعده‌هایی را در ذهن مردم کاشت. اکنون با گذشت زمان، نه تنها خبری از پیگیری دستورات نیست، بلکه حتی آن واسطه‌ی نزدیک نیز سکوت اختیار کرده است. اهالی می‌پرسند: «چرا پس از رفع نیاز سیاسی، پیگیری نیازهای حیاتی مردم به فراموشی سپرده شد؟»